جنجال برانگیز

6 راه برای تولید محتوایی جنجال برانگیز

این سوال احتمالا برای شما هم ایجاد شده، که چرا یک محتوا جنجال برانگیز میشه؟

در جواب باید گفت: زمانی یک محتوا جنجال برانگیز میشه که یک نوع مخالفتی در اون محتوا دیده بشه.

خب چرا انسان باید حرف مخالف بزنه؟ مگه عقلش کمه؟

میشه با یک ضرب المثل عربی جواب این سوال رو داد:«خالِف تُعرَف» یعنی «مخالفت کن تا معروف شوی».

بله همونطور که در جامعه ی امروزی می بینید، معروفیت یک حسی هست که در همه ی انسان ها وجود داره فقط در بعضی ها کمتر و در بعضی ها بیشتر.

خب

در این مقاله قراره یاد بگیریم چطور یک محتوای جنجال برانگیز تولید کنیم و با این حال هیچ کدوم از ارزش ها و اعتقادات ما کم نشه.

منظورمون از جنجال برانگیز بودنِ محتوا این نیست که به قیمت زیر پا گذاشتن ارزش ها و اعتقاداتمون هم که شده بیایم حرفی جنجالی بزنیم.

مثلا من که به مذهب تشیع اعتقاد دارم برای اینکه معروف بشم، حرف جنجال برانگیزی می زنم و مثلا میام و (در سخنرانیم، یا کتابم، یا مقاله یا هرچیز دیگه ای) “امامت” رو زیر سوال می برم.

(همانطور که متاسفانه در تاریخ تشیع از اینگونه عالم ها کم دیده نشده است).

 

جنجال برانگیز

خب حالا وقتشه با انواع محتوای جنجال برانگیز آشنا بشیم: (البته به شرط حفظ ارزش ها)

1-موضوع جدید

اولین چیزی که احتمالا نظر خیلی ها را جلب کند، پرداختن به یک موضوع جدید می باشد، موضوعی که تا به حال کسی به طور جداگانه به آن نپرداخته باشد.

مثلا اگر کسی درباره (بازاریابی با برنامه نویسی اندروید) صحبت کند.

این مقاله را بخوان:  تاریخ رسانه

2-دیدگاه جدید

اگر بتوانیم به موضوعی که به آن اعتقاد دارم با دیدگاهی جدید نگاه کنیم به طوری که هیچ ضربه ای به ارزش های ما نزند، احتمالا بتواند نظر بسیاری را جلب کند.

مثلا من به (نماز اول وقت) معتقد باشم. اما معتقدم که (اول وقت بودن) واجب نیست، بلکه مستحب است. بنابر این اگر از این دیدگاه به (نماز اول وقت) نگاه کنم، که همزمان شود با برآورده کردن نیاز مردم، در این صورت (بر آورده کردن نیاز مردم) مهم تر است نسبت به (نماز اول وقت).

بنابر این اگر بخواهم مقاله، کتاب یا سخنرانی درباره (نماز اول وقت) داشته باشم، تیتر آن را اینگونه می زنم: (من دیگر نماز اول وقت نخواهم خواند چرا که…) و سپس در توضیح دلایل اهمیت (برآورده کردن نیاز مردم) را برای آن ها بازگو می کنید. البته حواستان باشد در آخرِ محتوا خود، این مطب را گوشزد کنید که من هم به مستحب بودن (نماز اول وقت) اعتقاد دارم.

3-نظر مخالف (سپس رد آن)

شما همچنین می توانید تیتر و موضوع کتاب یا مقاله ی خود را به گونه ای بنویسید که همه گمان کنند شما از نظر خود برگشته اید و نظر مخالف خودتان را برگزیده اید.

سپس در زیر آن تیتر بگویید: این نظری است که مخالفان دارند اما به این دلایل نظرشان اشتباه است. اینگونه احتمال اینکه مخالفین شما نیز محتوای شما را ببینند خیلی بالا می رود چرا که فکر می کنند شما نیز هم عقیده ی آن ها شده اید. ولی زمانی که متن را می خوانند می فهمند که اینطور نیست و ضمنا حرف های شما را هم شنیده اند.

این مقاله را بخوان:  در فضای مجازی چگونه مطلبی پُست کنیم؟

4-نظر مخالف (سپس توجیه آن)

یا اینکه نظر مخالف را بیان می کنید ولی آن را به گونه ای توجیه می کنید که در آخر به حرف خود برسید و نظر خودتان را به کرسی بنشانید.

برای توجیهِ نظر مخالف می توانید از ترفند های زیر استفاده کنید:

1-نظر مخالف، فقط در فلان شرایط صحیح است ولی نظر ما یک قاعده ی کلی می باشد

2-(همانطور که هر چیزی استثناهایی هم دارد) بله که نظر مخالف ما در موارد استثنا جوابگو است اما این مورد به ندرت پیش می آید.

5-بزرگ کردن حواشی غیر مهم

مثلا شما خبرنویس یک شبکه ی خبری می باشید و به شما یک سری اطلاعات داده اند و قرار است از آن خبر دربیاورید اطلاعات اینگونه است:

(چهارشنبه ی هفته ی بعد، ساعت 7 صبح تا 12 ظهر، نشستی برگزار می شود با موضوع بهبود سواد رسانه ای دانش آموزان که تمامی معلمین سطح ابتدایی و راهنمایی در آن حضور دارند.)

خب یک خبر نویس احتمالا اینگونه خواهد نوشت (نشست بهبود سواد رسانه ای دانش آموزان در چهارشنبه ی هفته ی بعد و با حضور تمامی معلمین سطوح ابتدایی و راهنمایی برگزار خواهد شد.)

اما یک خبرنویس حرفه ای برای اینکه خبر خود را جنجالی کند اینگونه می نویسد(چهارشنبه ی هفته ی بعد مدارس راهنمایی و ابتدایی تعطیل خواهد بود) و سپس به این می پردازد که :(آیا تعطیلی مدارس کم است یا زیاد).

6-رد کردن نظر قبلی خود

این مورد برای همه قابل استفاده نیست بلکه برای کسانی که از یک مطلبی تغییر عقیده داده اند.

این مقاله را بخوان:  توهم دانش

این افراد زمانی که کتابی درباره دلیل تغییر نظر خود بنویسند احتمال جنجالی بودن آن زیاد خواهد بود.

مثلا: یکی از کسانی که از مذهب دیگری به مذهب تشیع اعتقاد پیدا کرده بود، کتابی با این نام نوشت:(آنگاه هدایت شدم)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *